کاردستی و نقش ان در رشد کودک
دانش آموزان ما در اين دوره ديگر كودكي نمي كنند، چون پدرها و مادرها و حتي بعضي از معلمان والدين خوب و مسئولي شده ايم! و اجازه نمي دهيم آنها كودكي كنند؛ حتي از طبيعت لذت بردن را از آنان دريغ مي كنيم و يا كارهاي دستي انجام دهند و روي برگ هاي پائيزي راه بروند و صداي خش خش برگ ها را بشنوند و يا در زير باران لذت خيس شدن را تجربه كنند و افسوس آدم ها با بالا رفتن سنشان بالغ نمي شوند، بايد احساس كنند و با تجربياتشان بزرگ شوند.
همه هراس ها را بايد از آنان گرفت و اجازه دهيم كه بچه ها كارهاي هنري انجام دهند، چراكه انجام كارهاي هنري مقدمه انديشيدن براي بچه هاست و به ايده ها و كارهاي دستي آنها بايد احترام گذاشت و درس هنر در دوره ابتدايي براي دانش آموزان مجالي است براي تفكر، و بايد كلاس هنر با ساير كلاس ها متفاوت باشد و چه اشكالي دارد كه حتي ساعت درس هنر بعضي از مواقع دانش آموز با خاك و گل بازي كند؛ هدف اين است كه قوه خلاقه دانش آموزان را بيدار و شكوفا كنيم.
اين نوشتار درپي آن نيست كه اعتبار و اهميت درس هنر را در دوره ابتدايي يادآوري كند، بلكه قصد دارد اوليا و معلمان را متوجه هنر و فوايد كارهاي دستي دانش آموزان كند و اگر معلمان و اولياء دانش آموزان به هنر كاردستي بهاي لازم را دهند شاهد رشد و بالندگي و ظهور هزاران استعداد برجسته در رشته هاي گوناگون در كشورمان، در آينده خواهيم بود.
پدرها و مادرها بايد پيگير درس هنر فرزندانشان باشند و بدانند بي توجهي اولياء و معلمان به درس هنر چه ضررهاي جبران ناپذيري را به روح و روان و قوه خلاقيت آنها وارد مي سازد.
استاد محمد ظاهري از كارشناسان گروه درس هنر در سازمان پژوهش و برنامه ريزي وزارت آموزش وپرورش مي گويد: «براي تربيت شهروند سالم نياز به انجام كارهاي هنري از جمله موسيقي، نقاشي، كاردستي و... نياز مي باشد و هدف موزيسين و... نيست و هدف نهايي تربيت شخصيت سالم از جنبه هاي روحي و رواني مي باشد و تربيت هنري يكي از رويكردهاي درس هنر در دنيا مي باشد و تربيت هنري يعني: 1- ايجاد فضايي كه كودكان به دور از معيارها و چارچوب هاي بزرگسالان آزادانه تخيل و انديشه كنند. 2- حواس آنها تقويت شود و ظرفيت هاي نهفته هوش و تفكر آنها پرورش يابد و احساسات آنها توسعه پيدا كند.»(1)
پدرها و مادرها نيز با راهنمايي صحيح و اصولي مي توانند قدرت پويايي و استدلال را ضمن انجام فعاليت هاي هنري در كودكان بيدار و بكار اندازند و معلمان نيز ساعت درس هنر را فداي دروس ديگري مانند رياضي و... نكنند، چراكه خواسته يا ناخواسته پرورش خلاقيت دانش آموزان را به خطر مي اندازند و متأسفانه درس هنر در دوره ابتدايي از 3طرف مورد بي مهري قرار مي گيرد؛ خانواده، مدرسه، وزارت آموزش وپرورش. كه البته مدتي است وزارت آموزش وپرورش برنامه هايي اساسي و مدوني را براي درس هنر دوره ابتدايي درحال اجرا دارد.
و اما در مدرسه بايد توجه بيشتري به اين درس شود، چراكه هنر درس است، نمره دارد، ساعت مخصوص دارد و متأسفانه در بعضي از مدارس در ساعت هنر كار هنري انجام نمي دهند و به تقويت درس هاي ديگري در اين ساعت مي پردازند و حتي برخي معلمان براي جبران كسري نمرات ديگر درس ها و اين كه معدل دانش آموز بالا رود از آن استفاده مي كنند.
پدرها و مادرها نيز بايد براي درس هنر برنامه هاي خاص داشته باشند و فقط به يك يا دو درس اهميت ندهند. بچه ها دنياي هنر و كاردستي را دوست دارند، پس انتظار به حقي است كه بگذاريم دانش آموزان با ارائه و انجام كارهاي دستي اعتماد به نفس پيدا كنند. بدون اغراق يكي از پرجاذبه ترين و مؤثرترين راه پرورش دانش آموزان ابتدايي استفاده از كارهاي دستي است و بي اعتنايي به كاردستي در ساعت هنر دوره ابتدايي و حتي در خانه توسط معلم و اولياء، ناديده گرفتن اهداف تربيتي است. كاردستي حس هاي پنج گانه را هماهنگ مي كند و نوعي سلامت را براي فراگيران به وجود مي آورد. هدف از آموزش در مدارس تربيت ديني، اخلاقي، اجتماعي و... است و شالوده اش استعداد و توانايي هاي انسان است تا فراگير درست نبيند، نشود، احساس نكند، عواطفش تلطيف نمي شود؛ و اگر كنجكاوي اش برانگيخته نشود قدرت عقلاني اش به كار نمي افتد.رشد روزافزون علم و زياد شدن اطلاعات و دانش هاي بشري سبب شده است تا اهداف آموزش وپرورش واقع بينانه تر شوند، بسياري از صاحبنظران علوم آموزشي معتقدند كه بهتر است معلم در كلاس درس چگونه ياد گرفتن، حل مسئله و خلاقيت را به دانش آموزان بياموزند تا استعدادهايشان شكوفا شود و با نقاشي و كاردستي و ديگر هنرها مي تواند آنها را در راه رسيدن به تقويت ذهنيشان ياري داد و حتي بر اين باورند كه بسياري از دانش آموزان ناسازگار از طريق همكاري با همكلاسي ها در يك گروه هنري فكرشان را در جهت پيشرفت مي توان تغيير داد.
اساس زندگي انسان و هر موجود زنده ديگر بر تغيير استوار گرديده است در تمام دوران زندگي اين تحولات حاكم است و هر تغييري مقدمه اي براي رسيدن به تحولات مطلوب بالاتر است و اركان و پايه هاي اصلي زندگي انسان بالغ بر چگونگي طي شدن در دوران كودكي بستگي دارد و در اين دوره است كه رفتار آنها بويژه رفتار، شناختي، عاطفي و اجتماعي در رابطه با والدين و اطرافيان و محيط ايجاد مي شود.
هر معلم و پدر و مادري كه به امر مهم كاردستي در كلاس هنر و در خانه عنايت و توجه داشته باشند ذوق، ابتكار و خلاقيت و شكوفايي استعدادها را براي دانش آموزان در جامعه اشاعه مي دهد. دانش آموز در ضمن انجام كارهاي دستي ياد مي گيرد چگونه خود را اداره كند و چگونه با ديگران ارتباط برقرار كند و چگونه راه حل ها را پيدا كند و هنگامي كه به ساختن وسيله اي و يا تكميل آن مشغول مي شود در واقع حس مسئوليت و اعتماد به نفس او بيدار شده و پرورش مي يابد. كاردستي نوعي بازي فكري به حساب مي آيد و بوسيله آن مي انديشد و بايد به او فرصت و اجازه لازم را داد تا قوه خلاقيت خود را از بند آزاد و بكار اندازد و اگر براي بيان انديشه اش آزاد باشد راه ترقي و پيشرفت طبيعي او باز مي ماند و به آساني مي تواند رشد ذهني خود را بارور كند. انجام كاردستي توسط دانش آموزان به عقيده اكثر كارشناسان امر آموزش و روانشناسان، تمام حواس ها را به توازن و هماهنگي مي رساند و كودك را تحريك مي كند تا اعضاي مختلف بدن به كار بيفتد تا موجب رشد و شكوفايي استعدادهايش گردد.
در انجام هنر كاردستي شناخت دانش آموز از محيط و چيزهاي پيرامونش بيشتر مي شود.
يادمان باشد منظور از انجام كارهاي دستي تربيت متخصص نيست، بلكه هدف اصلي، بهتر آموختن، تقويت توانايي و شكوفايي استعدادهاي گوناگون و كمك به تربيت اجتماعي دانش آموز است.
به وسيله كاردستي دانش آموزان احتياجات رواني و اميال خود را ارضاء مي كنند و قادرند نقشه هايي براي حل مسائل خود طرح نمايند و حتي مقررات اخلاقي و اجتماعي را ضمن كار گروهي ياد مي گيرند و درست و نادرست را نيز تجربه مي كنند و دقت و تصور در آنان تقويت مي شود. امروزه در اكثر كشورهاي پيشرفته در سال هاي آغازين مدرسه و حتي قبل از مدرسه به كار عملي كاردستي اهميت زيادي مي دهند تا آنجايي كه كودكان پس از گذشت چند سال از تحصيلشان دست به ابتكارات جالبي مي زنند. كودكان در سال هاي آغازين تحصيل از طريق به كارگيري حواس و كاربرد استعدادها مانند كاردستي و ديگر هنرها با طبيعت و زندگي آشنا مي شوند و راه برخورد با مشكلات را درمي يابند و با واقعيتي آشنا مي شوند كه در زندگي دچار مشكل و مسائلي مي شوند كه بايد براي آنها با قدرت انديشه و تعقل راه حل هايي پيدا كند. بنابراين در اين دوره از زندگي آنان نقش معلمان و اولياء مشخص مي شود و مربيان آگاه و روشن بين مي توانند تعليم نقاشي و كاردستي را آن چنان آموزش و يا هدايت نمايند كه كودكان فقط تماشاگر نباشند، بلكه آنان در ساختن وسايل و ابزار و اسباب بازي ها دخيل باشند و كاربردها و فايده هاي آنها را درك كنند. اولياء و معلمان نبايد شك كنيم كه كارهاي دستي در دوره تحصيل براي سرگرمي و وقت گذراني نيست، بلكه وسيله اي براي فراگيران است تا به كمك آن نقش واقعي خود را در جهان يافته و شخصيت خود را نيز پرورش دهند و از همين رو انجام كارهاي دستي يكي از بهترين ابزار تربيت شناخته شده است، چون بازي هاي ذهني آرام، كاردستي و نقاشي و... به طور كلي فعاليت هايي هستند كه با دستكاري كودك توأم است و تجارب تربيتي گرانبهايي را براي كودكان به وجود مي آورد، زيرا در موقع ساختن كاردستي به آنها اجازه داده مي شود كه بينديشند، ببينند، دست بزنند، عمل كنند و... آن وقت است كه اتفاق تازه اي رخ خواهد داد و دانش آموز نيز به غناي فكري و عاطفي خواهد رسيد و محروميت دانش آموز از محرك كاردستي قابل جبران نيست و در دوره هاي بعدي رشد باعث اخلال مي شود و اگر برنامه هاي آموزشي در ساعت هنر متناسب با سن كودك باشد بسياري از مشكلات را حل مي نمايد و نشاط و شادابي و رضايت خاطر او را موجب مي شود و دانش آموزان دوره ابتدايي فعال، پرانرژي و علاقمند به كارهاي دستي و كنجكاو هستند و به پرسش در محيط و افراد و چيزهاي موجود مي پردازند، چرا كه آماده و علاقمند به يادگيري هستند.
گفتيم كه هنر كاردستي به تقويت حواس پنج گانه كمك شاياني مي كند و چون حواس تنها وسيله ارتباطي مستقيم فرد با عالم خارج است اهميت و ارزش حواس و همين طور نقش محرك هايي مانند كارهاي دستي كه مي توانند حواس ما را ورزيده كنند را نمي توان منكر شد. كاردستي در به كارگيري عضلات و حواس مختلف كودكان و در نتيجه به وجود آوردن شناخت وافزايش دادن مهارت هاي جسمي، حسي و رواني و ذهني آنها بيش از پيش روشن و مشخص مي شود. معلمان بايد در برانگيختن خلاقيت در كودكان تلاش بيشتري كنند و در اين راه اولياء نيز بايد پيگير هنر كاردستي توسط دانش آموزان باشند تا كودكاني سالم با انديشه هاي پربار و خلاق تر تربيت شود.
زنگ هنر را بايد به زنگ آزادي عمل تبديل كرد تا فراگيران بتوانند مستقل فكر كنند و به آن عمل نمايند و ذوق معلم و حتي اولياء در تحريك پذيري دانش آموزان خيلي مهم است.
در عرصه كارهاي دستي بيش از آن كه نتيجه و محصول كار جالب باشد، اجراي آن اهميت دارد، چون كودك احساس مي كند كاري مربوط به خودش را انجام مي دهد و به قدرت و توانايي خودش پي خواهد برد و محفوظش مي دارد.
بگذاريم ابتدا امنيت روحي رواني در كلاس حاكم باشد و به آنان فرصت زندگي كردن بدهيم و بگذاريم خيال و انديشه و خلاقيت بچه ها بي هيچ محدوديتي بتازد.
ساختن با گل و شكل سازي با مقوا، كاغذهاي رنگي، چسب و... ساختن با چوب و حتي چيزهاي دور ريختني براي فراگيران لذت بخش است. تهيه كاردستي با گل از كارهاي مورد علاقه كودكان است و هر سني نمونه سازي با گل را دوست دارند و در كار با گل چون امكان كپي برداري از اشياء كمتر وجود دارد، قوه خلاقيت كودك را به كار مي اندازد، شناسايي كودك به اشكال ساخته شده افزايش مي يابد، ارزش آن را درك مي كند و نوعي پرسش گري برايش به وجود مي آورد.
مي توان از مواد و مصالح ديگري نظير چوب و... براي بچه ها موقعيت هاي نشاط آور ايجاد كرد. با مقوا، كاغذهاي رنگي و چسب و قيچي و حتي چيزهاي مستعمل و بي استفاده كارهاي دستي لذت بخشي تهيه كرد، چرا كه بريدن كاغذ با قيچي و چسباندن آنها به هم هماهنگي دست ها و چشم ها را موجب مي شود و دقت را نيز افزايش مي دهد. اولياء با مهيا كردن وسايل كاردستي و معلمين با هدايت خلاقانه خود، دانش آموزان را جهت تجربيات تازه پرورش دهند. ساخت كارهاي دستي را جزئي از زندگي كودكان قرار دهند و كمك اولياء و مربيان بايد به موقع احتياج باشد و اگر احتياج حقيقي باشد راهنمايي صورت پذيرد و در صورت اشتباه از طرف دانش آموز، آنان را راهنمايي و تشويق كنيد، چون موارد گفته شده سبب افزايش علاقه و انگيزه براي انجام كارهاي دستي مي شود.
ايجاد نمايشگاه از كارهاي دستي آنان در مدرسه و...باعث پيشرفت فراگيران در تمام زمينه ها و بالاخص به دست آوردن استقلال فكري و امنيت رواني و اعتماد به نفس مي شود و نيز بزرگي را از كودكي مي آموزند.
نتظار مي رود كه اولياء و مربيان با همديگر در جهت رشد دانش آموزانمان در انجام كارهاي دستي در خانه و زنگ هنر در مدارس ابتدايي آنها را خلاقانه پرورش دهيم براي ايراني آباد و خلاق.

کاردستی و نقش ان در رشد کودک
